تبليغاتX
www.awier.com خوش آمدید
 
info@awier.com
 

موج گسترده‌  بازداشت کارگران معترض در "امارات"

پليس امارات متحده عربي آنگونه که محافل ديپلماتيک مي‌گويند روز سه‌شنبه دستکم 1000 کارگر تبعه آسياي جنوبي را بازداشت کرده است.

خبرگزاري اتريش از دوبي گزارش داد، يک ديپلمات خارجي گفت کارگران شرکت درک و شول ابتدا براي افزايش دستمزدهاي‌شان اعتصاب کرده و پس از آن شروع به اقدامات پرخاشگرانه کردند. پليس شارجه اعلام کرده است دستکم 500 تن از کارگران در محل احداث يک ساختمان، شروع به پرتاب سنگ و آتش‌زدن خودروها کردند.
حميد محمد الحديدي ، رييس پليس گفت براي مديريت اين شورش فورا کميته‌اي تشکيل شد که مسووليت بررسي تقاضاي کارگران را عهده‌دار شد. يک گروه از کارگران صبر نکردند و اموال شرکت را از بين بردند.
به گفته ديپلمات‌ها مستقر در دبی، در اين اعتصاب حدود 2400 کارگر شرکت درک و شول حضور داشته اند
آنها از روز دوشنبه دست از کار کشيدند. درگيري‌ها روز سه‌شنبه و پس از آن آغاز شد که روساي شرکت از گوش دادن به سخنان کارگران سر باز زدند. سپس پليس اين محدوده را محاصره کرد و دستکم 1000 تن را به زندان انداخت

يکي از سخنگويان شرکت درک و شول نيز انجام عمليات پليس را تاييد کرد، اما نخواست درباره اعتصاب حرفي بزند. وي گفت، فقط يک مشکل وجود داشت و آن اينکه کارفرمايان قصد افزايش 10 درصدي دستمزدها را داشتند. برخي کارگران ظاهرا از اين رقم رضايت نداشتند. اعتصاب در امارات مجاز نيست. از ماه نوامبر که ارزش دلار در بازارهاي خريد کم شده است، اعتراض کارگران رو به فزوني گذاشته است.

ارسالى از "ھيوا"

  نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 22:48  توسط ِِawier  | 

مسئوليت جان محمود صالحي بر عهده مقامات امنيتي و قضايي كردستان است

محمود صالحي پس از صدور حكم غير انساني قرار بازداشت ، از سوي شعبه 4 بازپرسي سنندج ، به جرم عدم سكوت در زندان و صدور پيام هاي حمايت آميز ازمبارزات دانشجويان، زنان و نيز اعتصاب غذاي 27 تير ، از روز دوشنبه 27 /12/1386 دست به اعتصاب غذاي خشك زده است.

گرچه وضعيت جسماني محمود بسيار وخيم تر شده و شمع وجود اين مبارز آگاه ، رفته رفته آب مي شود اما او همچنان  تصميم جدي دارد تا آزاديش از زندان ، به اعتصاب غذايش ادامه دهد.او اعتقاد راسخ دارد كه يكي از مبارزان كاروان مبارزه طبقه كارگر عليه ستم و نابرابري است و در اين راه بايد هزينه داد.
ما اعضاي كميته دفاع از محمود صالحي از همه كارگران و آزاديخواهان مي خواهيم تا از هر راه ممكن براي آزادي محمود مبارزه كرده و مقامات مسئول جمهوري اسلامي را وادار به دست برداشتن ازاين رفتار غير انساني نموده و حفظ جان محمود صالحي را بپذيرد.


كميته دفاع از محمود صالحي


چهارشنبه 29/12/1386


Kdms50@yahoo.com
www.kdmahmodsalehi.blogfa.com

 

  نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 2:22  توسط ِِawier  | 

پيام شوراي زنان به مناسبت آغاز سال جديد

 سال 1386 گذشت سالي  مملو از تحولات سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كه نظام سرمايه داري ايران از دستاوردها وموفقيت هاي خود در سطح بين المللي ، منطقه اي و داخلي نام مي برد. اما براي كارگران و ستمديدگان جامعه سالي مملو از بي حقوقي  و ستم طبقاتي در زمينه هاي مختلف بود . اخراج سازي جمعي كارگران ، تعرض به سطح دستمزدها ،تعديل و خصوصي سازي ، تورم سرسام آور وبيكاري  روز افزون كه سفره ي خالي كارگران و زحمتكشان را تهديد جدي ميكند .سركوب فعالين كارگري، دانشجويي، زنان و انسانهاي آزاديخواه و برابري طلب، دستگيريها دسته جمعي فعالين اجتماعي و سياسي ،اجراي طرحي به نام امنيت اجتماعي كه موجب دستگيري هزاران انسان و اعدام دهها تن گرديد   ، تصويب قطعنامه هاي تحريم از سوي سازمان ملل ،بستن نشريات و روزنامه ها حتي انتشاراتي كه مجوز رسمي داشته اند، منع انتشار كتاب ها مواردي هستند كه ميتوان به عنوان شاخص ترين تعرض ها به زندگي آزادي فردي و جمعي انسانها در سال 86 نام برد . در مقابل اين بي حقوقي ها اعتراضات واعتصاب روزانه كارگران جهت مطالبه حقوق انساني خود در سطح سراسري ،مراسم 16 آذر توسط دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب و اعلام ايجاد تشكلهاي مستقل دانشجويان و زنان ، شكل گيري اعتراضات ،اعتصاب غذا و مقاومت فعالين در زندان ، برگزاري مراسم هاي اول ماه مه ،8مارس ،اعلام پشتيباني كارگران سراسر جهان از كارگران ايران ،مقاومت واعتراض كانون نويسندگان ايران در مقابل محدوديت هاي سياسي و اجتماعي مواردي هستند كه ميتوان به عنوان نماد مقاومت سراسري در مقابل اين بي حقوقي ها نام برد .  اما سال 87 را در حالي آغاز ميكنيم كه هيچ نشاني از بهبود وضعيت زندگي مردم ديده نميشود و انتظار ميرود كه اعمال فشارها و محدوديت ها شدت بيشتري يابد . پس تمامي فعالين جنبش ها ي اعتراضي بايد با ايجاد تشكلهاي مستقل و متحد نمودن صفوف خود سد محكمي را در مصاف با اين تعرض ها تشكيل  و آنرا تثبيت نمايند. تنها در اين صورت است كه ميتوان به اين تعرض ها عقب نشيني نموده وپيام تبريك سال نو و آرزوي سال نو به تمامي انسانها معني پيدا ميكند . ما اعضاي شوراي زنان ضمن تبريك سال نوبه تمامي آزادي خواهان ، كارگران ، دانشجويان ،زنان و مردم ستمديده ايران تلاش در جهت پيوند جنبش زنان با ساير جنبش هاي اعتراضي كمك به ايجاد تشكلهاي مستقل بستر سازي جهت نهادينه كردن فرهنگ اعتراض و مطالبه حقوق انساني از راه هاي ممكن، كمك به برگزاري مراسم هاي 8 مارس و اول ماه مه را در دستور كار خود طي سال 87 قرار داده و اميدواريم در سال آتي شاهد پيوستگي هر چه بيشتر جنبش هاي اعتراضي باشيم . شوراي زنا ن يكبار ديگر فرارسيدن سال نو را به تمامي توده هاي زحمتكش ايران تبريك گفته و سالي بدور از زندان ، اعدام ، سنگسار و هر گونه تبعيض و مملو از دستاوردهاي طبقاتي را آرزو دارد.  

شوراي زنان 29/12/86 

    http://shawrayezanan.com
۱۳۸۶ چهارشنبه ۲۹ اسفند

  نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 2:16  توسط ِِawier  | 

توطئه مجدد دولت اسلامی سرمایه برای ادامه زندان محمود صالحی

محمود صالحی در روز بیست و هفتم اسفند به دنبال یک سال اسارت در سیاهچالهای مرگ دولت بورژوازی ایران، به اداره بازپرسی شعبه 4 بیدادگاه سنندج احضار گردیده است. او باز هم در آنجا توسط حاکمان سرمایه آماج بازجوئی و اتهام و بازخواست قرار گرفته است. جرم وی این بار آن است که با خارج زندان تماس حاصل کرده است!!! که از توده  کارگر همزنجیر خود به خاطر اعتراض آنان به اسارت جنایتکارانه وی تشکر نموده است. که از مبارزات همزنجیرانش علیه تشدید استثمار و بربریت سرمایه داری جانبداری کرده است. در یک کلام جرم او این است که در مکان یک کارگر به بشرستیزی هولناک بورژوازی معترض است. محمود اساساً به همین دلیل در زندان به سر می برد. او یک سال است که به جرم تلاش برای برگزاری مراسم روز جهانی طبقه خود به تحمل وحشیانه ترین شکنجه های جسمی و روحی از سوی حاکمان بیدادگاههای بورژوازی محکوم گردیده است.

احضار صالحی به بازپرسی بیدادگاه سنندج نشانه بسیار صریح دسیسه پردازی عمال سرمایه برای ادامه اسارت او در سیاهچالها است. این توطئه شوم باید از سوی تمامی توده های طبقه کارگر ایران و جهان با قاطعیت تمام محکوم گردد. ما بارها و هر بار با بیشترین صراحت تأکید نموده ایم که کلید آزادی محمود و همه محمودها صرفاً و باز هم صرفاً در کف کفایت جنبش ضد سرمایه داری و برای محو کار مزدی طبقه کارگر ایران و جهان است. معضل اسارت محمود به طور قطع مشکل گای رایدرها، خانم آنابیوندی ها، نهادهای تا مغز استخوان مزدور سرمایه مانند سازمان جهانی کار، اتحادیه های کارگری آلت دست سرمایه جهانی و امثال اینها نبوده و نمی باشد. رفرمیسم راست و چپ ایرانی حلق آویز به این نهادها نیز قادر به ایفای هیچ نقشی در آزادی محمود یا همزنجیران محمود نیست. بورژوازی در کار اسارت، شکنجه و نابود سازی  محمودها به قدرت اختاپوسی طبقاتی خود اتکاء می کند. آزادی محمود هم باید  امر مسلم و عاجل طبقه او باشد. این توده های کارگر ایرانند که باید در هر کجا که هستند علیه اسارت صالحی و همه صالحی ها دست به اعتراض بزنند. باید قدرت طبقاتی سرمایه را با قدرت طبقاتی ضد سرمایه داری و ضد کار مزدی خویش پاسخ گویند. باید به هر میزان که توان دارند چرخ تولید و کار را از چرخش فرو اندازند. باید دولت بورژوازی را زیر فشار قدرت خویش مجبور به آزادی صالحی ها سازند.

آزادی صالحی اما فقط امر طبقه کارگر ایران نیست. اسارت هر کارگر معترض به جنایات سرمایه داری، ضربه ای به جنبش کارگری است و هر نوع ضربه ای به هر بخش جنبش کارگری ضربه ای به کل استخوانبندی حیات طبقه کارگر بین المللی است. هر هجوم سرمایه علیه هر شمار کارگران تهاجمی علیه جنبش کارگری جهانی است. هر ضربه بورژوازی و هر تهاجم هر دولت سرمایه داری در هر کجای دنیا باید با مقاومت و اعتراض و موج پیکار همه کارگران دنیا مواجه گردد. تلاش برای آزادی صالحی امر کل طبقه کارگر بین المللی است.

18 مارس 2008

  نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 1:36  توسط ِِawier  | 

تظاهرات هزاران نفره در آلمان در اعتراض به تعطیلی كارخانه Nokia

به گزارش پلیس آلمان روز سه شنبه ٢٢ ژانویه، بیش از ١۵ هزار تن از كارگران از مؤسسات مختلف در شهر بوخوم (Buchum) در اعتراض به تصمیم شركت نوكیا به تعطیلی آن كارخانه دست به راهپیمایی زدند.

تعطیلی این كارخانه باعث بیكار شدن بیش از ٢٣٠٠ كارگر دائم و ١٠٠٠ كارگر موقت میشود. آنجلا مركل، صدر اعظم آلمان در مصاحبه‌ای با رادیو NDR گفته است این یك تصمیم تلخ است و ما سعی میكنیم تا جائی كه در توانمان است به این كارگران كمك كنیم. این حرفی است كه معمولا از جانب مقامات دولتی بیان میشود، ولی واقعیت این است كه این كارگران نیز همانند كارگران دیگری كه بطور مرتب به خیل بیكاران میپیوندند اگر به مبارزه اي جدي دست نزنند آینده بهتری در انتظارشان نخواهد بود.

شركت نوكیا مهمترین دلیل تعطیلی این كارخانه را نبود قدرت رقابت در بازار آزاد اعلام كرده است. به گفته یكی از مسئولین شركت هزینه كارگران برای این شركت در آلمان معادل ١٠ برابر هزینه هر كارگر در كارخانه نوكیا در رومانی میباشد. مدیر مسئول شركت نوكیا، الی پكا كالاسوو (Olli Pekka Kallasvue) در مصاحبه مطبوعاتیش گفته است: "هیچ چیز نمیتواند تصمیم ما را عوض كند، خیلی مشكل است كه بتوان تصور كرد كه شركت در جائی كه هزینه‌اش برای هر كارگر ١٠ برابر كارخانه دیگر است، به كارش ادامه دهد." وی همچنین گفته است:"در بازار رقابتی آزاد كار دائم برای كارگر اصلا بی‌معناست." شركت نوكیا كه در كارخانه‌های مختلف در دنیا حدود ١٣٠ هزار كارگر دارد، در نظر دارد این كارخانه را به رومانی منتقل بكند. اتحادیه‌های كارگری در تلاشند شركت نوكیا را متقاعد بكنند تا تصمیمش را عوض كند. آنها با تهدید اینكه اگر این تصمیم عملی شود از این به بعد مردم آلمان تلفنهای نوكیا را خریداری نمیكنند و ایمیج نوكیا در چشم آلمانی‌ها خراب خواهد شد، سعی كنند مدیریت نوكیا را مجبور به بازبینی در تصمیم شان بكنند. ولی مشكل اساسی این است كه اتحادیه‌های كارگری نه آنقدر رادیكال هستند و نه میخواهند كه به ریشه مسئله دست ببرند. تنها راه خروج از این بحران كه روز بروز هم گسترده و حادتر میشود و اتفاقا اثراتش هم بیشتر در زندگی مردم در كشورهای پیشرفته مشاهده میشود، حمایت وسیع و گسترده از خواست كارگران در كشورهای به اصطلاح روبه رشد و همبستگی بین المللی كارگران است. مبارزه برای دستمزد بمراتب بالاتر، بهبود شرایط كار، بیمه بیكاری و درمانی و بطور خلاصه بهبود شرایط كار و زندگی كارگران در كشورهای روبه رشد است كه میتواند مانع از بيكار سازيهاي وسيع كارگران به دليل پايين بودن دستمزدها در كشورهاي ديگر شود. ممكن است در اثر فشار اتحادیه‌ها در جایی كارفرمایان مجبور به حفظ مؤسساتشان در آن كشور بشوند، ولی این امر عملا مصالح بین المللی كارگران را دور میزند؛ و بعلاوه موقتی و فقط برای مدت محدودی میتواند كارساز باشد. سرمایه‌داری را فقط با اتحاد و همبستگی بین المللی كارگران میتوان عقب راند.

٢٧ ژانویه ٢٠٠٨

 

اعتصاب كارگران خطوط راه آهن در مجارستان

روز جمعه اول فوریه به دعوت اتحادیه كارگران راه آهن، كارگران از ساعات اولیه صبح، دست از كار كشیدند و تهدید كردند كه به یك اعتصاب نامحدود دست خواهند زد. خواست كارگران افزایش دستمزد بمیزان ١٠ درصد است. این اعتصاب كه ٩ ساعت بطول انجامید، شهر بوداپست را فلج كرد و باعث توقف تقریبا تمامی سرویسهای قطارهای محلی و بین المللی شد. كارگران با وعده شركت راه آهن دولتی یا MAV برای مذاكره در روزهای آخر هفته و دستیابی به توافق، پس از ٩ ساعت كار خود را از سر گرفتند و تهدید كردند كه چنانچه دولت به خواستشان تن ندهد، از روز دوشنبه ٤ فوریه اعتصابشان را از سر خواهند گرفت.

بعلت بی نتیجه ماندن مذاكرات آخرهفته، كارگران از روز دوشنبه دوباره وارد اعتصاب شده اند و اعلام كرده اند تا وقتی كه دولت با مطالباتشان موافقت نكند بر سر كارهایشان برنخواهند گشت. دولت موافقت كرده است كه دستمزدها را به مقدار ٦.٩ درصد افزایش دهد، ولی كارگران بر ١٠ درصد پافشاری میكنند.

تعداد كارگران راه آهن در مجارستان به ٩۵٠٠ تن میرسد كه به گفته جوزف گاسكو (Jozef Gasko) رئیس هیئت مدیره اتحادیه كارگران راه آهن، تعداد ٧٠٠٠ تن از این كارگران در اعتصاب هستند. وی گفته است اعتصاب نامحدود خواهد بود و دولت باید به خواست كارگران تن دهد.

٤ فوریه ٢٠٠٨

 

پایان موفقیت آمیز اعتصاب كارگران اتومبیل سازی فورد روسیه

اعتصابی كه در ٢٠ نوامبر سال گذشته شروع شد و بمدت ٤ هفته ادامه یافت، با نتیجه موفقیت آمیز برای كارگران پایان یافت. این اعتصاب در دسامبر سال گذشته زمانی پایان یافت كه كارفرمایان توافق كردند دستمزدها را افزایش داده و تا اول فوریه امسال میزان افزایش آن را به اطلاع كارگران برسانند. این اعتصاب در كارخانه Vsevolozhsk كه تولید كننده اتومبیل فورد است و در نزدیكی شهر شمالی سنت پترزبورگ واقع شده است با خواست افزایش دستمزد از ١٩ هزار روبل به ٢٨ هزار روبل صورت گرفت. كارگران با اعلام "دستمزدهای ما باید معادل دستمزد كارگران در غرب باشد" دست از كار كشیدند. بالاخره طبق قرار قبلی، هفته گذشته كارفرمایان موافقت كردند دستمزدها را به ٢۵ هزار و ۵٨٦ روبل افزایش دهند. كارگران در یك رأی گیری عمومی موافقت خود را با این میزان اعلام كردند و اعلام كردند كه اگر رهبران اعتصاب تحت تعقیب و اذیت و آزار قرار بگیرند، بار دیگر دست به اعتصاب خواهند زند. قبلا چندین بار رهبران كارگران تهدید به اخراج، بازداشت و محاكمه شده بودند.

فعالین كارگری در روسیه بر این عقیده‌اند كه اعتصاب موفقیت آمیز كارگران فورد میتواند سرآغاز حركت جدیدی برای كارگران بخشهای مختلف اقتصاد به منظور درخواست مطالباتشان باشد.

۵ فوریه ٢٠٠٨

***

اشغال كارخانه لدكو توسط کارگران اتوموبیل سازی

ارسلان ناظری ـ استرالیا

کارگران در واحد کیچنر انتاریو کارخانه لدکو با مسئولیت محدود که لوازم اتومبیل و جعبه های بسته بندی تولید میکنند، هفته پیش بعد از آنکه شرکت درهایش را برکارگران بست  و اخطاریه اخراج را به کارگران داد، این كارخانه را به اشغا ل خود در آوردند.

تمام ٦۵ کارگراستخدامی شرکت که ٣٧ نفر از آنان اعضای اتحادیه هستند در تلاش برای  دریافت حق بيمه بيكاري، با مسدود نمودن راههای منتهی به ساختمان و پارکینگهای اطراف خیابان استرابرگ در اطراف محل شرکت، این كارخانه را به اشغال خود در آوردند. اقدام اشغال شرکت بوسیله اتحادیه کارگران اتوموبیل سازی كانادا، که قبلا درخواست شرکت مبنی بر کاهش ٢۵ درصدی حقوق و مزایای کارگران را رد کرده بود و گفته بود که اشغال شرکت تا حصول توافق برای پرداخت حق اخراج کارگران بیکار شده ادامه دارد، مورد پشتیبانی قرار گرفته است.

این شرکت که زمانی بیش از ١٠٠ نفر را استخدام کرده بود میگوید نظر به افزایش قیمت دلار کانادایی در سا ل قبل قادر به رقابت با شرکت های دیگر نیست. ظاهرا به قول نخبگان سرمایه در شرکت لدکو و محاسبات و مناسبات شان اینطوری بنظر میرسد که اگر شرکت مزبور به کار خود ادامه دهد و به رقابت مبادرت ورزد ممکن است مجبور شود در رقابت با رقبای خود تولیدات خود را با همان قیمت شرکتهای رقیب برای فروش به بازار عرضه کند و به این رقابت همانطور که خود شرکت لدکو اعلام کرده است دست  نخواهد زد. بعبارت دیگر ادامه کاری این کارخانه را میسر نمیبیند و ترجیحا سرمایه اش را برای تولید ارزان به جایی دیگر انتقال میدهد و فکری دیگر برایش میاندیشد و یا در غیر اینصورت  توانایی فروش تولیدات خود را در بازار از دست میدهد و بزعم خود بعدا به اخراج کارگران مجبور میشود!

واقعیت امر این است که این شرکت از آنجایی که خود ادعا میکند نظر به فعل و انفعالات و نوسانات اقتصادی بازار ممکن است قادر نباشد که حداکثر سود را از آن خود سازد و در نتیجه سودهای کلان کلان به جیب زند و با ظرفیت تمام به استثمار کارگران ادامه دهد. از همین حالا به فکر تعطیل کردن این واحد تولیدی افتاده است چرا که این واحد دیگر آن میزان و مقدار سوددهی که صاحبان این شرکت انتظار دارند را برآورده نمیکند. از آنجائیکه در سیستم کار مزدی سودآور سرمایه سلاح اخراج و بیکارسازی در دست این استثمارگران نیروی کار قرار دارد صاحبان شرکت لدکو نیز به این حربه متوسل شده و کمر به بیکارسازی کارگران این شرکت بسته اند.

تا آنجائیکه به کارگران این شرکت تولیدی و مبارزات آنها بر میگردد تنها سلاح کارگران این واحد هم همانطور که خود بدرستی بکار گرفته‌اند مبارزه متحد و منظم است که میتواند خواسته‌های آنان را به صاحبان این شرکت تحمیل کند.

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 12:29  توسط ِِawier  | 

به استقبال 26 بهمن برویم

26 بهمن روز رستاخیز مردم ایران علیه جهالت گستران و خرافه پرستان است. روزی است که در آن باید مردم ایران همه با هم دست در دست همدیگر شعار رهایی از ظلم و زور را سر دهند. روزی است که تمام انسانهای آزادیخواه و برابری طلب در کنار هم و متحد با هم به سوی دنیایی بهتر و آزاد گام بر میدارند. دنیایی که در آن دیگر انسان، انسان را استثمار نمی کند.

به امید آن روز و دست یافتن به آرمانمان: ما جمعی از خانواده های کارگری سنندج در این روز مثل سالهای پیش به بالای کوه آبیدر رفته و این روز را جشن می گیریم. لذا از تمام کارگران و زحمتکشان دعوت می کنیم که با حضور خود در این مکان حمایت خود را از آرمانهای حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان حزب (کومه له) اعلام دارند.

با تشکر جمعی از خانواده های کارگری سنندج در محله های "غفور، کمیز، فرح، سیروس، عباس آباد، شریف آباد و مسناو"

مورخ 13/11/1386

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 18:0  توسط ِِawier  | 

یدالله خسروشاهی و کینه توزی خصمانه علیه فعالین جنبش ضد سرمایه داری

 

یدالله خسروشاهی باز هم زبان به افتراء و نثار کینه علیه فعالین راستین جنبش ضد سرمایه داری طبقه کارگر گشوده است. این کار زشت او به کرات مورد انتقاد و سرزنش دیگران قرار گرفته است اما اهمیت دشمنی با مبارزان واقعی ضد بردگی مزدی برای او به حدی است که هیچ منطق و توصیه معقول انسانی قادر به مهار وی نمی باشد. یدالله در نوشته اخیر خود مثل همیشه سوای فحش هیچ چیز بر زبان نیاورده است. دلیل این امر بسیار روشن است. برای این کار باید که جناب ایشان را بیشتر شناخت. در این نوشته کوتاه من به این کار خواهم پرداخت اما پیش از آن اجازه دهید چند کلامی در باره خودم بنویسم.

من حیدر کریم هستم. عمراً کارگر بوده ام. سالهای زیادی در ایران در بدترین شرائط کار کرده ام و توسط دژخیم ترین سرمایه داران استثمار شده ام. 5 سال تمام را در سیاهچالهای مرگ دولت هار بورژوازی اسلامی به سر آورده ام و اکنون قریب دو دهه است که در بیمارستانهای سوئد باز هم در هولناک ترین شرائط کاری با فروش نیروی کار خویش ارتزاق می کنم. من در تمامی عمر کاری خویش فعال جنبش طبقه ام علیه اس و اساس سرمایه داری بوده ام و به رغم همه بدبختی هائی که کشیده ام این شانس را داشته ام که هیچگاه با خسروشاهی ها دوست نبوده ام و هیچ نوع همراهی و هم حرفی با او و امثال او نداشته ام. با همه اینها وی را بهتر از تمامی هم مسلکان و اقارب سیاسی اش می شناسم و بر اساس همین شناخت است که می خواهم برای هر چند کارگری که احیاناً او را می شناسند توضیح دهم که چرا وی و همه همسلکانش سوای هتاکی و فحاشی هیچ چیز دیگری برای گفتن ندارند. ماحصل حرف های من اینها است.

قدرت سرکوب و قهر نظام بشرستیز سرمایه داری فقط در ارتش، پلیس، سازمانهای جاسوسی و امنیتی اش نهفته نیست. رفرمیسم راست سندیکالیستی هم عین همین نقش را با شکل و شمایل و شیوه های دیگری در درون جنبش کارگری جهانی و زیر نام کارگران به پیش می برد. این موضوع واقعاً نیاز به اثبات ندارد. شخصاً به عنوان یک کارگر در جامعه ای که سرزمین تاخت و تاز بزرگترین اتحادیه ها است همواره شمشیر آخته تهاجم رفرمیسم راست اتحادیه ای به نفع سرمایه و علیه همزنجیرانم را با همه گوشت و پوست لمس کرده و لمس می کنم. یک فاجعه بزرگ در جهنم سیاه  سرمایه داری ایران و جوامع مشابه این است که دیکتاتوری هار و عریان بورژوازی درست در همان حال که لحظه به لحظه هر جنب و جوش ضد بردگی مزدی را به توپ می بندد برای مزدوران و عوامل پلید اندرونی سرمایه در میان طبقه کارگر یا همان رفرمیسم راست سندیکالیستی آبرو و حیثیت هم کسب می کند. بورژوازی این حیثیت تقلبی دروغین سندیکالیستها را ابزار مؤثری برای در هم کوبیدن مبارزات کارگران به اشکال دیگر می سازد. یدالله خسروشاهی تاریخاً و در کلیه لحظات زندگی اش نماد بارز راست ترین و سازشکارترین رویکرد سندیکالیستی بوده است. او همواره و در همه جا این نقش را بازی کرده است و امروز بیش از هر زمان دیگری برای ایفای این رسالت سیاه ضد کارگری تلاش می کند.

یدالله عضو سندیکای ساواک ساخته شرکت نفت بوده است. همه آشنایان به مسائل کارگری ایران بسیار خوب می دانند که در دهه 50 و در شرائطی که موج اعتصابات کارگری نه فقط طبقه بورژوازی ایران و دولت دژخیم شاهنشاهی، بلکه حتی دستگاههای قدرت و برنامه ریزی بخش مسلط سرمایه جهانی را به فکر فرو برده بود، از اختاپوس هار ساواک خواستند تا دست به کار سندیکاسازی در کارخانه ها و مراکز مهم کار و تولید شود. کار این سندیکاها مقابله با هر اعتراض رادیکال کارگری و خفه ساختن مبارزات کارگران به نفع بورژوازی بود. سندیکای نفت نیز یکی از این دست پخت های زشت ساواک بود و یدالله خسروشاهی متولی مؤمن این امامزاده ارتجاع ضد سوسیالیستی بوده است. شرکت نفت که از دیرباز به سنگر پیکار کارگران معروف بود به یمن سندیکای یدالله و یدالله ها در تمامی طول دهه 50 تا سال شروع انقلاب به آتشفشانی سراسر خاموش مبدل گردید. در روزهائی که هر کارگر ایرانی بر اساس آمارها هر سال 3 بار در اعتصاب ها شرکت می کرد، کارگر نفت خاموش ترین و بی صداترین کارگرها شد. در طول تمامی این مدت تا آنجا که می دانم 3 اعتصاب در شرکت نفت روی داد. این اعتصاب ها هر سه در خارج از قلمرو نفوذ سندیکا به وقوع پیوست. بزرگترین افتخار آقا یدالله که به کرات در پالتاکها از زبان وی شنیده ام این بوده است که ساواک از او خواسته تا در صورت مشاهده زمینه های اعتصاب بلافاصله کارگران فعال را معرفی کند اما او اینجا و آنجا از انجام این مأموریت آنسان که باب طبع ساواک بوده است شانه خالی می کرده است. اینکه حرف اخیر ایشان تا چه حد راست است، من واقعاً نمی دانم.

در باره خسروشاهی حرفهای زیادی گفته اند و نوشته اند. از همکاری فعال با دولت اسلامی بورژوازی تا سرحد مشارکت مستقیم در جنایت آمیزترین کارها. من این نوع اتهامات او را نه تأیید می کنم و نه حق تکذیب آنها را برای خود قائل هستم. صرفاً روی نکاتی در باره وی انگشت می نهم که واقعیت آنها اظهر من الشمس است. نقش او در سندیکای دست ساخت ساواک شاه برای هر کارگر صادق نفت آن ایام مفروض است. یدالله در زمره کارگران متوهم به حزب توده بوده است. شرکت در ساختن سندیکاهای ساواکی با سیاست رسمی و اعلام شده این حزب انطباق کامل داشته است و یدالله این کار را با جان و دل انجام می داده است. در میان طیف رفرمیسم چپ ایران رسم است که فاجعه موجودیت حزب توده را در مسائلی مانند مزدوری اردوگاه، سازش با رژیم شاه، همدستی با دولت هار بورژوازی اسلامی و مواردی از این قبیل خلاصه می کنند. این نوع نگاه به « حزب توده » نگاهی صرفاً در محدوده رژیم ستیزی و نه سرمایه ستیزانه است. حزب توده یک حزب پلید ضد کارگری، دشمن هر جنب و جوش ضد سرمایه داری طبقه کارگر، جریانی متعلق به ارتجاع بورژوازی و تبلور یک راه حل ارتجاعی عمیقاً ضد کمونیستی و سراسر کاپیتالیستی بوده و هست. اینکه چرا طیف رفرمیسم چپ چنان برخورد می کرده است و کماکان چنین برخورد می کند باز هم پدیده بسیار آشنائی است. آنجا که به راستی سخن از کارزار طبقاتی و جنگ میان کمونیسم واقعی ضد کار مزدی پرولتاریا با نظام سرمایه داری در میان است کل این طیف از فدائی و راه کارگر گرفته تا حزب کمونیست کارگری و سلسله انشعابات مکرر این حزب و نوه و نتیجه های کوچک آن تا جریان موسوم به حزب کمونیست ایران و همه شاخ و برگهایش، تا بسیار بسیار گروهها و محافل دیگر همه و همه در کنار حزب توده و از تار و پود خالص همین حزبند. تنها تفاوت میان آنها تاریخاً در چند و چون نوع برخورد به رژیم سیاسی خلاصه می شده است. به همین وضعیت امروزشان نگاه کنید. کل آنها همسان همین یدالله و عین حزب توده مدافع سندیکاسازی هستند و در رکاب رفرمیسم راست سندیکالیستی در یک صف سراسری و واحد علیه جنبش لغو کار مزدی پرولتاریا به صف شده اند. این طیف هیچگاه قادر به نقد کارگری و مارکسی حزب توده نبوده است و امروز بسیار بدتر از همیشه نمی باشد. از محور کلام فاصله نمی گیرم، برای من و کارگران مثل من که نقد توده ایسم از زاویه جنبش ضد کار مزدی طبقه مان موضوعیت دارد، یک سؤال بسیار اساسی این است که بخش قابل توجهی از کارگران ایران چگونه و توسط چه کسانی در دام توده ایها افتادند؟ جواب روشن است. ایرج اسکندری و سازمان افسران حزب توده و احسان طبری و جودت و یزدی در برج عاج سیاست بافیهای خود قادر به ایفای چنین نقشی نبودند. این امثال یدالله حسروشاهی ها بودند که جنبش کارگری ایران را به طناب دار حزب سیاه کاپیتالیستی توده آویختند. اما در جامعه ای که حتی حزب توده هم به خود حق می داد تا در انظار کارگر ایرانی خود را اپوزیسیون دیکتاتوری شاه معرفی کند، امثال یدالله نیز می توانستند با همه سابقه سیاه سندیکالیستی شان، برای خود مشروعیت فعال کارگری بودن کسب نمایند. رسم بر این بوده است که در بررسی عواقب شوم نفوذ حزب توده در جنبش کارگری فقط به سران این حزب پوسیده بورژوائی انتقاد شود. هیچکس تا حالا فریاد نزده است که جرم یدالله ها در این گذر هیچ کمتر از بالانشینان حزبی نبوده است. یدالله و هم مسلکان او عناصر فعال رفرمیسم منحط راست سندیکالیستی را تشکیل می داده اند و اینان بوده اند که جنبش کارگری را به ورطه سیاه رفرمیسم راست سوق می دادند و در همین گذر به حزب توده می آویختند.

یدالله خسروشاهی عضو سازمان اکثریت فدائی بوده است. داستان پیوستن بعضی توده ای مسلکان حرفه ای سابق به سازمان اکثریت هم برای خیلی ها شناخته شده است. اگر چه یدالله رسواتر از آن است که از رسوائی بگریزد اما در برهه ای از زمان عده ای از جمله همین یدالله چنین می اندیشیدند که شاید آویختن به حزب توده کثیف تازه ای که از کنار سیاهکل عبور کرده باشد آب و نان بیشتری به ارمغان می آورد. به هر حال یدالله  عضو  اکثریت فدائی بوده است. این یکی را دیگر هر کسی می داند. نشریه کارگر امروز هم چندین سال قبل مطالب مشروحی در همین زمینه منتشر ساخته بود. اگر پیشینه توده ای بودن ایشان با گرد و خاک مرور زمان اندکی رنگ باخته باشد. این یکی دیگر خاطره زنده اما بسیار تاریک همین نسل حی و حاضر است. خسروشاهی پس از پایان دوران رسالت جاسوسی حزب توده و اکثریت مانند بسیاری دیگر از اکثریتی ها مغضوب دولت بورژوازی اسلامی شد و پاره ای مطالب نگاشته شده در باره همکاریهای وی با زندانبانان علیه زندانیان نیز مربوط به همین دوره است. اینکه او به راستی مرتکب همه این جنایات شده است یا نه تا آنجا که به شخص وی مربوط است هیچ مطمئن نیستم اما در زندانهای دولت بورژوازی اسلامی اکثریتی های وقیحی بودند که در تیرباران انقلابیون زندانی واقعاً شرکت نموده بودند و بسیار وقیحانه به ارتکاب این جنایات اعتراف می کردند.

یدالله به دنبال مدتی اسارت، راهی خارج کشور شد. در خارج کشور حامی اصلی راست ترین و مرتجع ترین رویکرد سندیکالیستی درون جنبش کارگری در پیوند با جنبش ارتجاعی دوم خرداد بوده است. تلاش وی در این دوره تداوم مستقیم تمامی دوره های قبلی حیات ایشان بود. تفاوت نه در برنامه زندگی شخصی اش بلکه در خط حزب توده و اکثریت و طیف پروروس ها بوده است. با سقوط اردوگاه سرمایه داری دولتی، بسیاری از توده ایها و اکثریتی ها هم قبله خویش را از شرق به غرب تغییر دادند. یداله هم در زمره اینان بود. ایشان از این تاریخ به بعد دست به کار تقویت سندیکاسازی باب طبع دولتهای غربی و مطابق الگوی اتحادیه های ابزار دست این بخش سرمایه جهانی شد. بدترین نمایندگان رفرمیسم راست سندیکالیستی یعنی دار و دسته مربوط به « هیأت مؤسس سندیکا» را کارگران ایران خوب می شناسند. یدااله و همکیشانش حامیان بسیار فعال این دار و دسته رفرمیستی بودند. سایت اینترنتی ایشان یعنی سایت بنیاد کار در خدمت تقویت این جماعت بود. جماعتی که همه همپالکی های سابق وی را تشکیل می دادند و پیشینه همکاری طولانی با هم داشتند. چندین سال همراه هم برای جلب کارگران به همکاری با دولت هار بورژوازی اسلامی و جاسوسی به نفع این رژیم تلاش می کردند. حال آنان در داخل و یدااله در خارج باید راه سابق خود را ادادمه می دادند. تفاوت همان گونه که گفتم این بود که در قبل عاملان و مأموران بخش شرقی سرمایه جهانی علیه بخش غربی بودند و این بار باید در معیت بخش غربی سرمایه جهانی و در پهنه رقابتهای ارتجاعی و ضد کارگری درونی میان بخش های مختلف بورژوازی بین المللی به نفع غرب کار می کردند.

یدالله خسروشاهی در ایفای رسالت اخیر الحق بسیار فعال بوده است و البته در قبال این فعالیت اجر و مزد بسیار زیادی هم کسب می کرده است. داستان دریافت پولهای کلان بنیاد کاری ها و شخص آقا یدالله از سازمان های اختاپوسی سرمایه جهانی به نفع سندیکاسازی دوم خردادی و باب طبع سرمایه بین المللی در ایران را کدام آدم مطلع سیاسی است که نداند. یدااله و همسلکانش خود به این کار مباهات دارند و بهمن شفیق دوست یدااله تا امروز مقالات مفصل و مبسوطی در ضرورت و فضیلت و مدح و منقبت این نوع پول گرفتن ها انتشار داده است. برای خیلی از کارگران هم روشن است که سایت بنیاد کار در پی آمد این رسوائی ها بود که تعطیل شد. برای درک صحت بیشتر و بیشتر این مسأله راههای دیگری هم وجود دارد. من در سوئد زندگی می کنم . روزانه 8 ساعت در شرائط شاق کار می کنم. من برای سالی دوتا مسافرت میان شمال و جنوب سوئد واقعاً با مشکل مالی مواجه هستم. آقای خسروشاهی هیچ ماهی نیست که شش گوشه کره زمین را در انجام رسالت های سندیکالیستی خویش زیر پا نگذارد.    

یدالله خسروشاهی در تمامی این مدت به موازات کارهای بالا، از هیچ تلاش خصمانه ای علیه هیچ نوع جنب و جوش ضد سرمایه داری در میان طبقه کارگر ایران اباء نورزیده است. او  برای ضربه زدن به فعالین ضد سرمایه داری همه جا نقش باندهای سیاه مافیائی سرمایه جهانی را ایفاء کرده است. توطئه گری کثیف او علیه بهرام دزکی فعال جنبش کارگری معرف خاص و عام است.روزهای زیادی هر کس هر آدرس اینترنتی هر سایتی را باز می کرد با نامه نگاریهای سراسر دسیسه آمیز و ضد انسانی و ماوراء مرزهای وقاحت آقای یدالله مواجه می شد. او بسیار زبونانه و زشت بدون ذکر نام، از دارندگان سایت ها می خواست تا نقد بهرام دزکی بر رفرمیسم راست سندیکالیستی را به این بهانه که گویا در نوشته بهرام به ارتباط یکی از افراد کمیته پیگیری با این یا آن جریان اشاره شده است از سایت خود حذف کنند. در نوشته بهرام هیچ اثری برای اثبات این افترای وقیح یدالله وجود نداشت اما برای اکثریتی ها و توده ای ها و سایر سرسپردگان سرمایه جهانی مهم نیست که راست می گویند یا دروغ بر زبان می رانند. مهم این است که حتماً علیه فعالین واقعی جنبش ضد سرمایه داری توطئه کنند. حال دستاویز چیست؟ هدف وسیله را توجیه می کند!!

یدالله در نوشته اخیر خود به بهانه دفاع از آقای سهرابی دقیقاً وظیفه دفاع از کسی را به عهده گرفته است که یک عمل زشت پلیسی را علیه یکی از فعالین ضد سرمایه داری انجام داده است. بهزاد سهرابی در حمله هیستریک به این فعال ضد سرمایه داری تلاش کرده است تا او را به جریانات خارج کشور منسوب کند. این عمل پلیسی بهزاد مورد اعتراض قرار گرفته است و یدالله در مقام دفاع از این اقدام دست به نگارش نوشته اخیر زده است. به راستی که اپورتونیست های سندیکالیست به هیچ معیار اخلاقی  پای بندی ندارند. بهزاد سهرابی باید بداند که یدااله ها در این نوع حمایت ها به همان اندازه راستگویند که آقای جرج بوش در دفاع از دموکراسی واقعاً راستگو است!! یدالله در این گذر به همان میزان راست می گوید که احمدی نژاد در سرودن ترانه های عدالت راست می گوید!! یدالله از بدترین فرصت طلبان است. رفرمیسم راست سندیکالیستی در مزدوری سرمایه جهانی به هیچ معیار اخلاقی پای بندی ندارد. در همین نوشته ایشان دقت کنید. او مدافع مجمع عمومی گشته است و این در حالتی است که سالیان دراز علیه مجمع عمومی نطاقی کرده است. مدافع بهزاد سهرابی شده است. در حالی که مدت های مدید در دشمنی با همین آدمها هم هر چه در چنته خود تولید می کرده است بر زبان می رانده است. زمانی ادعا کرده بود که عضو شورای کارگران نفت بوده است، در همان حال به هر چه شورا پورا است، فحاشی می کرد و تازه معلوم شد که ادعای عضویت وی در شورا نیز از بیخ و بن دروغ است. یک نکته جالب در حرفهای وی در همین نوشته اعتراف به این است که ایشان تا امروز دشمن خونی و با تمامی گوشت و پوست کمیته هماهنگی بوده است زیرا می دانسته است که این کمیته می خواهد برای متشکل شدن کارگران علیه کار مزدی بسترسازی نماید. او اعتراف می کند که دوستدار و مدافع سخت کوش کسانی است که می خواهند کمیته مذکور را از این رویکرد منحرف سازند. یدالله دوست بهزاد سهرابی نیست. او دشمن تا مغز استخوان هر جنب و جوش ضد سرمایه داری و سوسیالیستی و برای محو کار مزدی طبقه کارگر است. من برای این حرف صادق ترین شواهد عینی را دارم. یدالله حدود 20 سال است در خارج از ایران به سر می برد. لحظه ای فکر کنید که در این 20 سال چه مراحلی را طی کرده است و محتوای هر دوره چه بوده است؟ ساختن کارگر تبعیدی و ارتکاب همه فجایعی که بعدها موضوع نگارش طومارهای مفصل همراهان سابقش گردیده است. ساختن بنیاد کار و باندبازیهای فجیعی که در این راستا انجام داده است و داستانهای مختلفی که در کار این باندبازیها از وی به یادگار مانده است. تعطیل بنیاد کار در وحشت از فجایعی که مرتکب شده بودند. ساختن باند جدیدی که فلسفه وجودی آنها تقدیس پول گیری از سازمانهای اختاپوسی سرمایه و مصرف این وجوه حلال در کار رواج رفرمیسم راست و خط مشی حزب توده در جنبش کارگری ایران است. تمامی دوستان یدالله در هر پریود دشمنان بعدی او شده اند. این واقعیت عریان زندگی ایشان می باشد. آنانکه امروز در کنار اویند فردا به یقین دشمنان وی خواهند شد. چرا؟ جواب آن را باید در محتوای فعالیتهایش جستجو نمود.

آخرین حرف من این است که یدالله  در این نوشته با این سابقه سیاه مدعی دفاع از کمونیست ها شده است!!!! این سخن یدالله اهانتی بزرگ به هر کمونیست راستینی است. در همان حال جای این سؤال اساسی نیز باز است که چرا او به خود اجازه می دهد که با داشتن آن کارنامه زشت چنین ادعائی کند. جواب روشن است. طیف وسیع محافل و احزاب رفرمیسم چپ که تاریخاً و سنتاً به جنبش کارگری هیچ پیوندی نداشته و ندارند برای کارگری نمایاندن خود به هر حشیشی متوسل می شوند. برای آنان حتی یافتن یک کارگر ابزار دست سرمایه جهانی هم بسیار غنیمت است. مهم این نیست که این کارگر چگونه تیشه به ریشه هر جنب و جوش کمویستی و ضد سرمایه داری زده و می زند. مهم این است که زیر نام کارگر برای حزب آنها وجهه ارتباط کارگری داشتن کسب نماید. در این راستا است که مثلاً حزب کمونیست ناسیونالیست های کرد تلویزیون متکی به پول مام جلال کردستانی این عامل دست هر دو جناح رقیب سرمایه جهانی یعنی هم بورژوازی امریکا و هم بورژاوزی ایران را، صرف نمایش عکس یدالله می کند.

گفتم که حرف آخر، اما حرف آخرتری هم دارم. من پیشینه سیاه طولانی مدت یدالله را گفتم. هر کسی حق دارد بگوید بخشی از این سوابق خاص یدالله نیست. خیلی های دیگر هم زمانی توده ای بوده اند، خلقی بوده اند، چریک بوده اند، مذهبی بوده اند. عضو احزاب طیف رفرمیسم چپ بوده اند و در یک کلام :

گر حکم شود که مست گیرند                         در شهر هر آنچه هست گیرند.

این حرف بسیار درستی است و نه من و نه هیچ کس دیگر آن را نفی نمی کند. من نیز یکراست از روز اول زندگی، فعال جنبش ضد کار مزدی پرولتاریا نبوده ام. بحث اساسی این نیست که یدالله توده ای و اکثریتی بوده است. تمام بحث بر سر این نکته جدی و تعیین کننده است که یدالله امروز نیز نه کمتر از گذشته که حتی بسیار بدتر و بسیار بیشتر از گذشته رفرمیست راست سندیکالیستی نوع حزب توده ای است. آیا این همه کلام است؟ نه ابداً!! سندیکالیست های رفرمیست راستی هم هستند که کسی کاری به آنها ندارد. کارگرند، آدمهای ساده ای هستند و از سر بی دانشی و سادگی و توهم به دام سندیکالیسم راست افتاده اند. یدالله مطلقاً از این سنخ نیز نیست. او به اندازه هارترین نمایندگان ارتجاع بورژوازی دشمن مبارزات ضد سرمایه داری و برای محو کار مزدی طبقه کارگر است. او برای پیشبرد این هدف شوم به نفع سرمایه جهانی به هر توطئه ای علیه فعالین راستین جنبش ضد کار مزدی طبقه کارگر دست می زند. او فردی بسیار توطئه گر و عوامفریب است و در ستیز علیه کمونیسم و به نفع بورژوازی به آبرو و حیثیت شریف ترین انسانها رحم نمی کند. به همه این دلائل باید یدالله را افشاء کرد. بحث سیاسی با او بی نتیجه است. فعالین جنبش لغو کار مزدی در نقد رفرمیسم راست و چپ و در نقد سندیکالیسم راست یدالله غنی ترین ادبیات را منتشر ساخته اند. یدالله در قبال همه این نوشته ها و گفته ها سوای فحاشی و توطئه و تهمت هیچ کار دیگری نکرده است. امثال یدالله را باید به کارگران شناسند.

        حیدر کریم    12/2/2008

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 1:51  توسط ِِawier  | 

"سرود جنبش"، کاری از "کارگاه هنری کمونار"

 سرودی برای دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 13:0  توسط ِِawier  | 

 

از: فدراسیون جهانی حمل و نقل (ITF  )

 

به: تمامی سازمان های عضو

 

شماره: 24/A .3/2003

 

تاریخ :  2008  31 January  (11 بهمن 1386 )

 

موضوع : 6 March 2008( 16 اسفند 1386) –

 

 روز اقدام جهانی در همبستگی با کارگران ایرانی

 

یاران گرامی

 

بیشتر از 200 روز از زمانیکه منصور اسانلو در ژوئن 2007 ربوده و به زندان اوین فرستاده شد، می گذرد. فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل (آی.تی.اف) و وابستگانش، کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری (آی.تی.یو.سی) و اعضایش، و همکاران در فدراسیون اتحادیه های جهانی، کارزاری را به همراه یکدیگر برای آزادی وی و پیشبرد و ارتقاء حقوق کارگران در ایران به راه انداخته اند. همچنین محمود صالحی، یکی از رهبران برجسته اتحادیه کارگری در کردستان، از ماه مارس 2007 تاکنون در زندان بسر می برد. 

 

در ماه اوت 2007، یک ماه بعد از ربودن و بازداشت منصور اسانلو، آی.تی.اف و آی.تی.یو.سی. یک "روز اقدام" در پاسخ به دستگیری غیرقانونی او برای بار سوم توسط مقامات ایرانی، سازماندهی کردند. از آن زمان تا کنون، کارزار فعالیتها و قطعنامه ها ادامه پیدا کرده است. این اقدامات بر روی تارنمای کارزار شرح داده شده است.

www.freeosanloo.org  

 

مردم درگوشه و کنار دنیا، در حال برپاکردن کارزار برای منصور اسانلو هستند؛ در ماه اکتبر 2007، رهبران اتحادیه کارکنان کشتیرانی اندونزی به تهران رفتند تا همبستگی شان را با منصور اسانلو و محمود صالحی و خانواده هایشان اعلام کنند؛ بخش کارگران بارانداز آی.تی.اف.، کارزار را تماماًً مورد تأئید قرار داد، از شرکت کنندگان در اجلاس اخیرحمل و نقل هوائی داخلی در قاهره خواسته شد تا دولتهای مربوطه شان را به حمایت از کارزار جلب کنند؛ و کمیته حمل و نقل شهری در اجلاس ژانویه 2008 فراخوانی برای اقدامات بیشتر داده است.    

با این حال، هنوز اینطور بنظر میرسد که گویا در تهران گوش کسی به حرف ما بدهکار نیست. هیچ اقدام مثبتی از طرف حکومت ایران صورت نگرفته است. از این هم بدتر، هم محمود صالحی و هم منصور اسانلو از نظر سلامتی مشکلاتی دارند که نیاز به درمان در خارج از زندان دارند که مقامات ایرانی دائماً طفره میروند.

 

 آی.تی.اف به همراه آی.تی.یو.سی. همه اعضاء را برای پیوستن به "روز اقدام جهانی در همبستگی با کارگران ایرانی" در روز 6 ماه مارس فرامی خواند. همانطور که اعضاء ما در بخش کارگران راه آهن آی.تی.اف. میدانند، که این روز سالگرد بالا بردن ایمنی خطوط راه آهن است که تظاهرات ها، گردهمائی ها و جلسات همگانی در دنیا برپا می شود.  

 

 آی.تی.اف به همراه آی.تی.یو.سی. همه اعضاء را برای پیوستن به "روز اقدام جهانی در همبستگی با کارگران ایرانی" فرامی خواند. بر پایه صحبتهای انجام شده با آی.تی.یو.سی.، ما احساس کردیم که یک اقدام در سطح جهانی قبل از انتخابات پارلمان و سال نو ایرانی پیام قدرتمندی را می رساند و بر روی آنها که مانع فعالیتهای جنبش اصیل کارگری در ایران می باشند، فشار می گذارد و به کسب آزادی منصور اسانلو و محمود صالحی کمک می کند.

 

ما همه اعضاء را فرا می خوانیم تا ادارات مربوطه در دولت و سیاستمدارانی که قصد دیدار رسمی از ایران را دارند، به پشتیبانی از موردهای منصور اسانلو و محمود صالحی و ارتقاء و ترویج حقوق کارگران، جلب کنند. همچنین با هر هیئت نمایندگی ایرانی که به دلایل یا دیپلماتیک یا تجاری در حال بازدید از کشور شماهستند، باید برخورد شود و درباره این موارد و حقوق کارگران در ایران مذاکره و بحث شود.   

 

در اطلاعیه قبلی، ما نمونه مطالب و مواد کارزار را برایتان فرستادیم. فیلم کوتاه "آزادی خواهد آمد ـ داستان منصور اسانلو" میتواند برای پیش بردن کارزار استفاده شود. این فیلم بر روی دی.وی.دی. چند زبانه (انگلیسی، فارسی، عربی، فرانسه، آلمانی، اسپانیائی و ژاپنی) در دسترس است. لطفاً با استفاده از فرم ضمیمه، به ما اطلاع دهید که چه مطالب و موادی را احتیاج دارید.

 

در زمانی نزدیک به روز تعیین شده، ما خلاصه ای از پیشنهادات و مطالب و مواد ترویجی و تبلیغی برای حمایت از فعالیتهای شما را، برایتان خواهیم فرستاد. لطفاً از تارنمای کارزار برای دانلود کردن اطلاعات مربوط به روز کارزار استفاده کنید.

www.freeosanloo.org

 

در ضمن، لطفاً مسئول تماس اتحادیه تان را معرفی کنید و ما را از برنامه فعالیتهای تان برای این روز با خبر کنید.

لطفا"جهت هماهنگي هاي تكميلي با  آقاي مك اوراتا  urata_mac@itf.org.uk  در ارتباط باشيد.

 

برادر شما

 

دیوید کاکرافت

دبیرکل

 

تكثير : سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران وحومه

  نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 20:15  توسط ِِawier  | 

فراخوان

تظاهرات ایستاده برای آزادی دانشجویان در بند

رژیم جمهوری اسلامی در ادامه سیاست های سرکوب گرانه وضد انسانی خود، اکنون نزدیک به دوماه است که  ده ها نفر از دانشجویان مبارز را به دلیل برگزاری مراسم 16 آذر، روز دانشجو، به بند کشیده است. بنابرگزارش ها دانشجویان دستگیر شده از لحاظ جسمی و روانی زیر شکنجه قرار دارند. دست و پای دو نفر از  دانشجویان را شکسته اند  و عده ای از آنها را زیر فشار گذاشته اند تا  در مصاحبه تلویزیونی از مبارزات خود اظهار پشیمانی کنند. به بسیاری از خانواده های دانشجویان اجازه تماس با فرزندانشان داده نشده است و آنها عمیقا نگران عزیزان خود هستند. جان دانشجوایان زندانی در معرض خطر است. آدم کشان رژیم، در16 دی ماه  ابراهیم لطف اللهی دانشجوی 23 ساله را در سنندج دستگیر و وبعد از ده روز شکنجه،  او را در زندان به قتل رساندند ودلیل جان باختن او را خودکشی اعلام کردند.

حمله حشیانه اخیر رژیم علیه دانشجویان و به بند کشیدن ده ها نفر از آنان در زمانی صورت می گیرد که تعدادی از فعالین جنبش کارگری به جرم مبارزه برای خواسته ها و حقوق اولیه کارگران مدت هاست که درشرایطی بسیارسخت در زندان بسر می برند و سلامتی وجانشان در خطر است. حال محمود صالحی که به بیماری شدید کلیه دچار است بسیار وخیم گزارش شده و منصور اسانلو اخیرا  به معالجه در خارج از زندان اوین نیاز پیدا کرده است.

خواست و مطالبات دانشجویان مبارز، خواست  همه مردم ایران است . رژیم ضد مردمی و ارتجاعی جمهوری اسلامی در هراس از بازتاب و گسترش این خواست است که سرکوب جنبش دانشجویی را هدف خود قرار داده است. به هم بپیوندیم و از دانشجویان در بند حمایت کنیم.  همه دانشجویان زندانی، همه زندان سیاسی باید بدون هیج قید و شرطی  آزاد شوند.

ما همه سازمان ها؛ احزاب سیاسی، نهادها ، انجمن ها و مردم آزادی خواه را به حمایت از دانشجویان زندانی فرا می خوانیم.

دانشجوی زندانی آزاد باید گردد.

کارگر! دانشجو!  اتحاد، اتحاد.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی.

کمیته برگزاری تظاهرات در دفاع  از دانشجویان زندانی (انگلستان)

زمان تظاهرات : شنبه 16 فوریه 2008 از ساعت 12 تا 2 بعد از ظهر

محل:

Traflgar Square , London WC2            
  نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 21:29  توسط ِِawier  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM